دكتر عقيقى بخشايشي
79
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
چند مطلب قابل عنايت و بررسى موجود است : 1 . ريشهء لغوى و ادبى ترجمه . 2 . انواع و اقسام آن . 3 . سير فقهى و ادبى آن . 4 . سير تاريخى و تحوّلات آن . 5 . نخستين ترجمهء قرآن به زبانهاى اروپائى . 6 . فوائد ترجمه و آثار آن . 7 . آراء و نظريّات دانشمندان غير اسلامى . 1 . ريشهء لغوى و جنبهء ادبى آن : برخى آن را از « ترجم » مانند « دحرج » از ريشه چهار حرفى دانستهاند ، و به معناى كشف و تفسير و بيان گرفتهاند . « 1 » برخى آن را از ريشه « رجم » عربى گرفتهاند و به معنى سخن گفتن از روى حدس و گمان دانستهاند . « 2 » برخى آن را مشتقّ از كلمه « ترجمان » مانند « نردبان » فارسى دانستهاند . « 3 » و جمعى آن را مأخوذ از كلمه TGRYMO آرامى دانستهاند . « 4 » و برخى نيز بعيد نمىدانند كه از « رجم » كلدانى بمعنى افكندن گرفته شده باشد . « 5 » و برخى هم هستند مانند مرحوم دهخدا كه گفتهاند اصل آن از كلمه « ترزبان » گرفته شده است . ايشان مىگويند : « ترجمه : تفسير كردن زبانى از زبان ديگر را گويند و ترجمان كسى است كه كلام دو شخص متغاير اللّسان را به يكديگر بفهماند . فردوسى در اينباره مىگويد : يكى ترجمان را ز لشكر بجست * كه گفتار تركان بداند درست » « 6 » صحيح همان است كه ترجمه يككلمه عربى رباعى مجرّد از مادّه « ترجم » مانند « دحرج ، يدحرج ، دحرجة » ، « ترجم ، يترجم ، ترجمة » باشد ، آنگونه كه در لسان العرب و صحاح و قاموس آمده است و مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى در الذريعة آن را پسنديده و بيان نمودهاند . « 7 » مرحوم دكتر محمد معين در فرهنگ خود آورده است : « ترجمه : مصدر از گزاردن ، گزارش كردن ، گردانيدن از زبانى به زبانى ديگر ، نقل كردن 2 . ذكر كردن سيرت اخلاق و نسب شخصى : 3 . شرح احوال ( بيوگرافى ) مىباشد . » « 8 » ابن منظور در لسان العرب گويد : « ترجم - الترجمان و الترجمان - المفسّر للسان » و في حديث هرقل : قال لترجمانه [ يعنى به مترجم خود گفت ] التّرجمان بالضم و الفتح هو الذى زائدتان و قد ترجم عنه ، و ترجمان هو من المثل الّتى لم يذكرها سيبويه ، و قال ابن جنّى امّا ترجمان فقد حكيت فيه ترجمان بضمّ اوله و مثاله فعلان كتعرفان و اخمسان . » « 9 » ( ترجمه و ترجمان به تفسيركنندهء لغت گفته مىشود و ترجمان كسى است كه لغتى را به لغت ديگرى نقل و بازگويى مىكند . در داستان هرقل آمده است كه به مترجم خود گفت . جمع آن تراجم است تاء و نون در ترجمان اضافه است و آن از امثالى است كه سيبويه ذكر نكرده است و ابن جنّى آن را بر وزن تعرفان و اخمسان دانسته است ) . 2 . انواع و اقسام آن : ترجمه ، بازگرداندن كلمهاى به كلمهء ديگر و از زبانى
--> ( 1 ) الذريعة الى تصانيف الشيعة ، ج 4 ، ص 72 - 73 . ( 2 ) بطرس بستانى در محيط المحيط . ( 3 ) غرائب اللغة العربية ، الاب رفائيل تخله يسوعى ، ص 175 ، چاپ بيروت . ( 4 ) آئين دين ، به نقل از : تاريخ قرآن ، دكتر راميار . ( 5 ) تاريخ القرآن ، دكتر راميار ، ص 645 ، چاپ امير كبير . ( 6 ) لغتنامه دهخدا ، ج ت ، ص 559 . ( 7 ) الذريعة الى تصانيف الشيعة ، ج 4 ، ص 72 ، به نقل از : صحاح و قاموس . ( 8 ) فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 1064 . ( 9 ) لسان العرب ج 1 ، ص 316 ، ماده ترب تأليف ابن منظور ( 3 مجلد بزرگ چاپ بيروت ) .